عباس ناصری : پیشتر با هم درباره آثار تولید شده توسط هوشمصنوعی حرف زدهایم. سالهای اخیر، شاهد ظهور پدیدهای نوظهور و بحثبرانگیز در دنیای هنر بودهایم؛ آثاری که نه با دست و فکر مستقیم هنرمند، بلکه با کمک هوشمصنوعی اغلب با اجراهای بصری خیرهکننده و تکنیکهای پیچیده تولید میشوند، راه خود را به جشنوارهها باز کرده و در مواردی حتی موفق به کسب جوایز شدهاند. این اتفاق، زنگ خطری را برای جامعه هنری و برگزارکنندگان جشنوارهها به صدا درآورده است.
تا چندی پیش شاهد بودیم عدهای گمنام، در سودای کسب جوایز جشنوارهها اثری را با هوشمصنوعی تولید و ارسال میکردند. اما این روزها در بلبشوی ضعف داوران، باب شده است هنرمندانی که پیشتر هم در کارتون دیده میشدند به هوشمصنوعی روی آوردهاند. عمدتا برای گمراه کردن داوران با استفاده از چند هوشمصنوعی اثری با چند تکنیک تولید و آنها را ترکیب میکنند تا دیگران را گمراه سازند. سر را از یک جا، تن از یک جا، فضا از یک جا و…حتی گاهی زحمت یک ادیت و رنگگذاری مجدد روی آن را به خود نمیدهند.
حال سوال این است که آیا اثری که در تولید آن از هوشمصنوعی بعنوان یک ابزار استفاده شده، قابل قبول است یا نه؟ که اگر پذیرش اینکارها مورد قبول واقع شود خدا میداند این هنرمندان چه استفادههای ناجوانمردانهای کنند و رقابتها را به سوی نابرابر و ناعادلانهای ببرند.
این آثار را نمیتوان در کنار آثار هنرمندانی قرار داد که ساعتها و روزها از وقت خود را صرف پیادهسازی ایدهای با دستان خود کردهاند.
آیا داورانی که بیشتر شبیه یک دورهمی گردهم جمع میشوند و آثار را قضاوت میکنند، قدرت تشخیص این آثار را دارند؟ یا اصلا برایشان اهمیت دارد؟
بعضی از کارتونیستها خودشان و داوران را فریب میدهند اما دنیای مجازی کوچک است!! بالاخره کار دیده میشود و هستند مخاطبان متخصصی که تشخیص بدهند هوشمصنوعی در اجرای اثر دخیل بوده!
باز هم لزوم توجه بیشتر برگزارکنندگان به انتخاب داوران و قوانین محکم در فراخوان به چشم میآید.
بنظرم وقتی قرار میشود از هوشمصنوعی استفاده نشود یعنی استفاده از آن مطلقا ممنوع باشد. حتی بعنوان یک ابزار اولیه یا ثانویه…
ما همیشه گفتنیهای کارتون و کاریکاتور را فریاد میزنیم اما انگار داوران و شرکتکنندگان و برگزارکنندگان خودشان را به بیهوشی زدهاند و کسی که خود را به بیهوشیمصنوعی زده، نمیتوان بیدار کرد!
لازم است تدابیری فوری، موثر و عملی برای مقابله با این چالش، اندیشیده شود. به عنوان پیشنهاد جشنوارهها میتوانند از راهحلهای زیر برای حفظ عدالت و اصالت در رقابتها استفاده کنند:
۱. در مقررات جشنوارهها باید به وضوح قید شود که آیا آثار تولیدشده با هوش مصنوعی مجاز به شرکت هستند یا خیر. در غیرحرفهایترین حالت اگر پاسخ مثبت است، باید بخشی جداگانه برای این آثار در نظر گرفته شود تا رقابت بین انسان و ماشین به شکلی منصفانه برگزار گردد. در این حالت، آثار هوش مصنوعی در دستهبندی خاص خود داوری میشوند و با آثار واقعی مقایسه نمیشوند.
۲. با توجه به عدم شناخت و تشخیص داوران، در مواردی که در تولید اثر شبههای پیش میآید از شرکتکنندگان خواسته شود تا مستنداتی از مراحل خلق اثر خود شامل طرحهای اولیه، اتودها، عکسها یا ویدئوهایی در صورت وجود از مراحل کار باشد ارائه دهند که اصالت و دستساز بودن اثر را اثبات میکند.
۳.داوران باید به سواد و دانش لازم برای تشخیص آثار تولیدشده با هوش مصنوعی مجهز شوند. با آموزشهای تخصصی، آنها میتوانند نشانههای خاصی را در آثار شناسایی کنند که به ماهیت الگوریتمی آنها اشاره دارد.
۴.با توجه به عدم شناخت داوران، یک کمیته تخصصی برای راستیآزمایی آثار مشکوک به استفاده از هوشمصنوعی تشکیل شود. این کمیتهی فنی با بررسی دقیق آثار و مستندات ارائه شده، گزارش خود را به هیات داوران ارائه میدهد.
زمان آن رسیده که بیش از پیش به ارزش ایده و جوهر خلاقیت هنرمند توجه شود و اجازه ندهیم که “باهوشهای مصنوعی” اصالت و عدالت را در جشنوارههای هنری تحتالشعاع قرار دهند. در نهایت، هنر واقعی همیشه بازتابی از فکر، احساس و دستان انسان خواهد بود، نه صرفاً یک پردازش الگوریتمی.