عباس ناصری :در جایجای عالم نتایج جشنوارهها که اعلام میشود شاهد تعداد بالایی انتخاب آثار تشابه و کلیشه در بین نتایج هستیم.
استاد عزیزی دارم که در داوریها عقیده دارد هنرمندی که اثری را امضا و ارسال میکند بخاطر اعتبار امضایش کار تشابه نمیفرستد. او خیلی مهربان است و نمیداند از این نگاه و مهربانی او چقدر راحت سواستفاده میکنند کسانی که میشناسم رک میگویند اگر بدانم کارم تا هشتاد درصد تشابه دارد هم اهمیت نمیدهم و ارسال میکنم و همچنین دوستانی که میگویند ما زاویه اجرایمان فرق دارد پس تشابه نیست و دوستانی که هر کدام به نحوی آثار تشابه خود را توجیه میکنند، تاااا دوستانی که ناخواسته درگیر تشابه ناگزیر و ناگریز می شوند.
همانقدر که عدم تخصص، عدم آرشیو غنی ذهنی و عدم شناخت تشابهات داوران در شناخت کارها و تشابهات به نتایج آسیب میزند به همان اندازه یا بیشتر، مهربانی و باورکردن هنرمندان شرکتکننده در داوری آسیبزا است.
همه خوب هستند و حرفی در خوبی آدمها نیست اما برای حصول یک نتیجهی خوب در داوری، علاوه بر تخصص و شناخت که لازمهیاصلی است، بنظرم وقتی پای داوری آثار یک جشنواره مینشینی باید با خودت بگویی تمام آثار رسیده تشابه دارند مگر خلافش ثابت شود. این گفته برای ایجاد بیاعتمادی به هنرمندان نیست و فقط برای بدست آمدن یک نتیجه خوب است. با این نیت که به داوری مشغول شوی بهتر میتوانی از تخصصت برای انتخاب کار و ثابت کردن خلاف آنچه با خود گفتهای بهره ببری و نتایج بهتری را رقم بزنی. مهربانی در داوری آفت است.
همه اینها که گفتم بر فرض یک داوری سالم عملی میشود. حساب نتایج داوران و دبیرانی که از طرق مختلف رابطهای، رفاقتی، رانتی، شاگردپروری، نان بههم قرض دادنی، تعارفی، تملقی، مصلحت اندیشانهای، بی تخصصی، لجوجانهای، همشهری و همکشوری بازی، تهاتری، بزدلانه و … به این هنر لطمه وارد میکنند جداست، که پیشتر از آنها گفتهام و در آینده نیز خواهم گفت.